مهدى مهريزى وهادى ربانى

17

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

موضعى منفى داشت ، اين انديشه به ديدگاهى فراگير در جامعه تبديل مىشود و به اعتبار شهرت علمى - اجتماعى شيخ ، نيروى اجتماعى لازم براى فروپاشى سلطنت قاجارى را تدارك مىبيند . در اين جا ، به ديدگاه شيخ در قبال سلاطين جور اشارهء اجمالى خواهيم داشت و آن گاه تأثيرات و تحوّلات اين انديشه را در دورهء مشروطه‌خواهى و در آراى آخوند خراسانى خواهيم يافت . شيخ انصارى و سلاطين عصر غيبت شيخ مرتضى انصارى ، بنا به مشرب فقهى خود ، به سلاطين و به طور كلى قدرت سياسى دورهء غيبت ، نگرشى منفى دارد ، و بدون هيچ‌گونه جايگزين ايجابى ، تمام حكومت‌هاى موجود را « جائر » يعنى نامشروع مىداند ( از اين حيث كه مقام معصوم عليه السلام را غصب كرده‌اند ) . به نظر شيخ ، سلاطين جور ، به اعتبار عقايد مذهبى به سه گروه تقسيم مىشوند : « 1 » 1 . سلطان / جائر موافق ؛ فرمانرواى شيعه مذهب كه شيخ ، جائر مؤمن نيز مىخواند . 2 . سلطان / جائر مخالف ؛ فرمانرواى مسلمان اهل سنّت . 3 . سلطان / جائر كافر ؛ پادشاه غير مسلمان . شيخ مرتضى انصارى سپس به تحليل تصرّفات سلطان شيعه يا جائر موافق مىپردازد و عقيده دارد كه هرگونه تصرّفات او در اموال و انفس ، از مصاديق « ظلم » تلقّى مىشود . بنا بر اين ، حتى اگر شبهه‌اى در خصوص مشروعيت تصرّفات جائر سنّى ، بنا بر مبناى اهل سنّت هم وجود داشته باشد ، چنين تصرّفى براى سلطان / جائر مؤمن ، « حرام » و « ظلم » خواهد بود . طبق اين استدلال ، اخذ خراج براى سلطان مؤمن ، حرام است ، تا چه رسد به ديگر ماليات‌ها و مطالبات از مردم . شيخ كه با اشاره به سلطان قاجار سخن مىگويد ، در توضيح مبناى فقهى خود مىنويسد : آن چه جائر مؤمن از مردم اخذ مىكند ، خارج از شبههء خراج و مقاسمه

--> ( 1 ) . المكاسب ، ص 76